اشک های امام زمان علیه السلام
آغاز راه، شناخت بیشتر
انسان، مسافر جاده زمان است و باید که راه سفر را بپیماید. حال اگر راهنما غایب است و دست ما از دامنش کوتاه؛ چاره، نشستن و نرفتن نیست. باید رفت و راه کمال را پیمود، هرچند راه یافتن سختتر میشود و خطر به بیراهه افتادن بیشتر، ولی نشستن و فروماندن، چاره نیست. باید دوران غیبت را شناخت، معرفت امام را بهدست آورد و از وظایف و بایدها و نبایدها آگاه شد. به جای نشستن، باید بیشتر کوشید. بیگمان، آن خورشید غایب از نظر نیز ما را رها نمیکند.
سختی دینداری
هرگز تلخی و دردناکیِ خار گلها را در پوست دستت تجربه کردهای؟ تصور کن که بخواهی خارهای شاخه پر از خار مغیلان را با کشیدن دست بر شاخه جدا کنی و شاخه را صاف کنی. سخت است، ولی چه بسیار سختیها که ارزش تحمل کردن را دارد. امام صادق علیهالسلام ، دینداری در دوران غیبت امام را، به صاف کردن شاخهای از خار مغیلان با دست تشبیه کرده است و میفرماید: «کدامیک از شما خارهای مغیلان را چنگ زده است؟در هنگام غیبت باید که بندگان خدا از خدا بترسند و دین خود را از دست ندهند».
دوران آزمون
دین داشتن و بر اصول دینی پایدار ماندن، آسان نیست. آنهم در میان این سیل بنیانکن فتنهها و هجمههای بیامان فرهنگهای بیگانه. امروز دینداری شهامت میخواهد، جرئت میطلبد، اراده قوی لازم دارد، خودباوری و اعتماد به نفس میخواهد. آنکه در عرصه دین و ایمان قدم نهد، کوهی است در برابر این سیلاب فتنه و فریبها و این دوران باقی است تا به آزمونهای آن، پایدارترینها و ثابتقدمترینها بمانند. گویا بناست آدمیان غربال شوند و پاکترینها جدا گردند. امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید: «گشایش و ظهور تحقق نمیپذیرد مگر اینکه آزمایش شوید، باز هم آزمایش شوید و باز هم آزمایش شوید تا پلیدیها برطرف شود و پاکیها بماند.» گویی قرار است پاکترینها برای بهاریترین روزهای جهان بمانند.
برادران پیامبر
«خدایا! برادران مرا به من بنما.» پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در جمع یاران چنین دعا میکند و آنگاه در پاسخ آنها که میپرسند: «مگر ما برادران تو نیستیم»، میفرماید:«نه! شما یاران من هستید. برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان میآورند با آنکه مرا ندیدهاند. ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن شاخ پر تیغ با دست و نگاهداشتن پارهای از آتش در دست دشوارتر است. آنها چراغهای شب تارند که پروردگار آنها را از هر فتنه تیره و تاری نجات میدهد.» بهراستی، کدام مقام و لذت است که در برتری با این سعادت برابری کند؟ کاش ما قدر فرصتهامان را بیشتر میدانستیم.
شرایط یاران امام
یاران امام موعود را میشناسی؟ هرگز اندیشیدهای که شاید کسی از میان ما هم یکی از یاران آن حضرت باشد؟ هیچ آرزو کردهای که کاش روزی پیام دعوت آن امام غایب از نظر برای ما هم میآمد و ما را هم از شمار یاران خود مینوشت؟ تحقق این آرزوی شیرین ناممکن نیست. سخت است و تلاش میخواهد، ولی شدنی است. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «هرکس مشتاق است از یاران قائم ما باشد، باید منتظر ظهور او باشد، پرهیزکاری پیشه کند، دارای اخلاق نیکو باشد و بدینگونه انتظار آن روز را بکشد».
دعای غریق
آیا وقتی کشتی در دریای توفانی گرفتار شود و راه ناپدید شود و راهنما غایب باشد، کسی هست که بتوان به او امید بست. فریادرسی هست که ریسمان نجات بیفکند و از هلاکت آدمی جلوگیری کند. امروز کشتی امت اسلامی در شب ظلمانی غیبت، گرفتار امواج فتنهها و توفان گمراهیهاست. راهنما، غایب است و خطر در کمین. تنها اوست که میتواند از این ورطه رهاییات بخشد تا در دام گمراهی نیفتی و در گرداب گناه گرفتار نشوی. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «در چنین زمانی جز آن کس که دعای غریق بخواند، کسی نجات نمییابد.» پس دلت را صاف کن، او را صدا بزن و دعای غریق را چنانکه او فرموده است، بخوان: «یاالله، یا رحمان و یا رحیم، یا مقَلِّب القلوب، ثَبِّت قلبی علی دینِک».
نخستین وظیفه، شناخت امام
دوران، دوران غیبت است و خورشید وجود امام در پس ابرهای غیبت نهان است. لطفش جاری و نورش ساری است؛ هرچند بسیاری از ما به ندیدنش چنان عادت کردهایم که گاه یادمان میرود که آسمان هستی را خورشید هست و این ابرهای غیبت، رفتنیاند. در این میان، یکی از مهمترین و اساسیترین وظایف شیعیان در عصر غیبت، شناخت امام و بهدست آوردن آگاهی و معرفت از آن مقام مقدس است تا آنجا که پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله ، مرگ کسی را که امام زمان خویش را نشناسند، مرگ زمان جاهلیت میداند. به یقین، مقصود از این شناخت، شناختی کامل و درست از آن حضرت و از سیره و منش ایشان است، بهگونهای که این شناخت،چون چراغی روشن، راه را بر شبههها ببندد و از افتادن در گرداب شک و تردید در امانمان دارد.
ویژگیهای گمراهان آخرالزمان
امام صادق علیهالسلام در بیان نشانههای آخرالزمان و وظیفه شیعیان در برابر آن میفرماید: «آنگاه که حق از میان برود، ستم همهجا را فراگیرد، قرآن از روی هوای نفس توجیه شود؛ فساد آشکار گردد؛ حرف مؤمن پذیرفته نشود؛ کوچکترها، بزرگترها را مسخره کنند؛ امر به معروف بیارزش شود؛ رباخواری آشکار گردد و رباخوار سرزنش نشود و آنگاه که مردم در ارتکاب گناهان جری شوند و مؤمن جز با قلب خود، قدرت بر نکوهش اعمال زشت ندارد و اوقات نماز سبک شمرده شود و مردم به دنیا روی آورند و خلاصه آنگاه که دیدی حق به کنار نهاده شده است، خود را نگاه دار و نجات از این مهلکهها را از خدا بخواه و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیگرداند».
پرهیزکاری، وظیفه منتظران
در انتظارِ آمدن موعود، دل را جامه پاک میپوشانیم و درون را هر روز پاکیزهتر میسازیم. پرهیزکاری، تقوا، دوری از گناه و پرهیز از حرام الهی، وظیفهای است که آن امام عزیز، منتظرش را بدان امر کرده و راه روشنی است که آن امام غایب از نظر بِدان توصیه فرموده است. آن حضرت در یکی از نامههای خویش به شیخ مفید رحمهالله ، از دانشمندان بزرگ شیعه مینویسد: «تقوا پیشه کنید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و آزمون را که به شما روی آورده است، از ما بخواهید.» آنگاه حضرت ادامه میدهد: «هرکس از شما باید به آنچه به وسیله دوستی ما به آن تقرب میجست، عمل کند و از آنچه مقام او را پست میگرداند و مورد رضای ما نیست، دوری کند؛ زیرا خداوند بهطور ناگهانی انسان را برمیانگیزاند، آن هم در وقتی که توبه، سودی به حال او ندارد و پشیمانی، او را از کیفر نجات نمیدهد».
سبب انتظار طولانی
منتظریم و غافل از اینکه این انتظار، پا به پای خطاهایمان طولانیتر و سختتر میشود. از دوریاش اشک میریزیم و روز آمدنش را که روز نجات انسان و روز امنیت و آزادی و گشایش است، انتظار میکشیم، ولی خود با گناهانمان و دنیاپرستیهامان، تحقق آن وعده شیرین را دورتر میسازیم. کار را بر خود سخت میکنیم و دل مهربان آن عزیز را آزاده میسازیم تا آنجا که خود آن حضرت در نامهای به یکی از عالمان بزرگ شیعه، شیخ مفید رحمهالله ، کردار ناشایست و گناهانی را که از دوستدارانش سر میزند، یکی از سببهای طولانی شدن غیبت و دوری شیعیان از توفیق دیدار بر میشمارد. پس اگر منتظر واقعی هستیم، باید که راه را بگشاییم و با پرهیزکاری و دوری از آنچه مورد رضای الهی نیست، ظهورش را نزدیکتر سازیم.
انتظار یعنی رهایی
گشایش، یعنی رهایی از تاریکی و جهل؛ آزاد شدن روح بلند آدمی از بند جلوههای دنیایی؛ پاره کردن زنجیرهای خواهشهای نفسانی و بال و پر دادن به روح برای پرواز تا مرزهای الهی شدن. پاک شدن و الهی شدن نیز یعنی مهیا شدن برای آمدن موعود؛ یعنی انتظار راستین و مگر جز این است که مهیا شدن برای وصال دوست، دل بریدن است از غیر او و دست کشیدن از هر چه غیر از رضای اوست؟
این فرموده امام سجاد علیهالسلام است که میفرماید: «انتظار گشایش، خود، بزرگترین گشایش و رهایی است.» این بدان معناست که مهیاشدن برای آمدن موعود، یعنی چنانکه او دوست میدارد، بودن و این خود نجات دنیا و آخرت است.
ندای هل من ناصر امام
روزی که او ظهور کند، همه ما فراخوانده خواهیم شد و او با ندای مهدویاش فریاد خواهد زد: «ای مردم! ما از خدا و از هر کسی از شما مردم که دعوت ما را بپذیرد و در صف یارانمان درآید، یاری میطلبیم.» همه ما که سالهای سال در حسرت یاری جد بزرگوارش، امام حسین علیهالسلام اشک ریخته و عزاداری کردهایم، باز با ندای «هل من ناصر» حجت خدا فراخوانده خواهیم شد. کاش امروز نگاهی به دلمان بیندازیم و ببینیم آیا آنقدر پاک و آسمانی هست که لایق همراهی با حجت خدا باشد و آنقدر آگاه و آشنا هست که در شک و تردید و دودلی نماند؟ نکند بندهای دنیاپرستی پای دلمان را بسته باشد و نتوانیم در یاری حق قدم برداریم؟
زنان نقشآفرین در قیام جهانی
همیشه در همه رویدادهای بزرگ تاریخ، بانوانی نقشآفرین بودهاند که حماسه شجاعت و ارادهشان، مردانگی آموخته است. در قیام جهانی مهدی موعود علیهالسلام نیز آنگاه که دوستداران او از گوشه گوشه جهان گرد آیند، زنانی حماسهساز، باایمان و نمونه، به یاریاش میشتابند و در این قیام بزرگ سهیم میشوند. امام باقر علیهالسلام در اینباره فرمود: «313 تن نزد امام موعود میآیند که با آنان پنجاه زن نیز هست و این جماعت در مکه گرد میآیند.» این گروه، نخستین یاران خاص آن حضرت هستند که پس از آنان، دسته دسته مردمانی از زن و مرد، به آن حضرت خواهند پیوست. زهی سعادت آنان که کمال را درمییابند!
امام، باخبر از همه اعمال
مهربان است و غریب. هرچند غایب است و هنوز رخصت ظهور از خدا نگرفته است، ولی در پسِ پردههای غیبت نیز تاب به خطا رفتن و به هلاک افتادنمان را ندارد. پس برایمان دعا میکند، خدا را میخواند و هدایت ما را از او میخواهد و ما غافل و بیخبر، در حلقه روزمرگیها و خطاهامان گرفتاریم. گویی هرگز به دل مهربان او نیندیشیدهایم که چهطور از خطاکاریهای ما اندوهناک میشود. آن مهربان در نامهای به یکی از علمای بزرگ شیعه میفرماید: «ما از لغزشهایی که از بعضی دوستداران ما سر میزند، از وقتی که برخی از آنان میل به کارهای ناشایستهای کردهاند که نیکان گذشته از آنها پرهیز میکردند، آگاهیم. گویا دوستداران ما نمیدانند که ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبردهایم. اگر جز این بود، از هر سو گرفتاری به شما روی میآورد و دشمنانتان، شما را از میان میبردند».
ردّ انکار وجود آن حضرت
کیست که تو را باور نکند؟ بهراستی، خدا با آن همه لطف و رحمتش و با آن همه ظرافت در نعمتهایش، چگونه ممکن است نعمت وجود راهنما را به آدمی عطا نکند و او را در راه زندگی، بیراهنما رها کند؟ حال آنکه حضور پرخیر و برکت تو، هم برای حفظ شریعت و دین و در امان ماندن آن از تحریف و تغییر و هم برای حفظ تکوین و آرام گرفتن و سکون زمین لازم است. زمینی که به فرموده امام صادق علیهالسلام «اگر بدون امام باقی بماند، اهلش را در خود فرو میبرد.»
حضور تو، ضرورتی است تا زمین به تو آرام گیرد و نور هدایتت هرچند از پشت ابرهای غیبت، هادی و راهنمای ما باشد و امر الهی به واسطه وجود تو جریان گیرد و رحمت او از دریچه وجودت جاری شود. پس بتاب ای خورشید امامت و از لطف وجودت، جهان آفرینش را زنده بدار!
دولت کریمه
او خواهد آمد و به امر الهی و به مدد او، دولت کریمهاش را برقرار خواهد کرد. درست در سختترین زمستانهای سرد و تاریک خلقت، او بهار را خواهد آورد. این بشارت رسول خداست که میفرماید: «شما را به مهدی بشارت باد! مردی از قریش، از بین امت من، در زمانی که مردم با هم به مخالفت و ستیز برخیزند و زلزلهها روی دهد، او زمین را از عدالت و برابری پر میسازد، چنانکه از جور و ستم پر شده باشد. آسمانیان و ساکنان زمین از او خشنود میشوند. او مال را به درستی و برابری بین مردم تقسیم میکند و دلهای امت محمد را از بینیازی میآکند و عدالت او همگان را در بر میگیرد.» در آن روزهای بهاری، طلوع خورشید حال و هوای دیگری خواهد داشت. پس عاجزانه خدا را به رحمتش میخوانیم که «اللهم عَجِّل فی فرج مولانا صاحبالزمان».
برای رسانه
الف) زیرنویس
تو را ندیدن سخت است و از آن سختتر، تو را فراموش کردن.
مردم میان دو انتظار، اختیار دارند: انتظار وعدههای دروغ و انتظار موعود.
هرکه امروز تو را فریاد نزند، فردا باید که سنگستان هجر را تیشه بردارد و فرهاد باشد.
بعدِ عمری انتظار، فردا که تو بیایی، خجلت دستهای خالیام را کجا ببرم؟
در ناله و گلایه گاه آنقدر فریاد میزنم که صدای مهربانی تو به گوشم نمیرسد.
در زمستان سرد و یخزده غیبتت، جوانه امید به یاد تو زنده مانده است. کجاست پرتوهای گرم خورشید وجودت که مرا برویاند؟
ب) کتابشناسی
کتاب مهدی موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار از علامه مجلسی است که به توصیه آیتالله بروجردی و به قلم روان علی دوانی ترجمه شده است. این کتاب، مجموعهای پرمحتوا و ارزشمند از تعداد بسیاری از احادیث مربوط به آن حضرت است. مترجم در پاورقیها، اطلاعات بسیاری درباره مسائل روز و شبههها آورده است.
سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن نوشته علامه سیدهاشم حسینی بحرانی و ترجمه سیدمهدی حائری قزوینی است. در این کتابِ 450 صفحهای، آیاتی از قرآن که تفسیر آن به حضرت مهدی(عج) برمیگردد، معرفی و در تفسیر آن، از روایات پیشوایان معصوم علیهمالسلام بهره گرفته شده است.
امام مهدی(عج) نوشته رسول رضوی، کاری است از مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه. در این کتاب، افزون بر اطلاعات مربوط به آن حضرت، به بسیاری از شبههها و اشکالهای مربوط به این موضوع هم اشاره و پاسخ داده شده است.
دادگستر جهان از آیتالله ابراهیم امینی، مجموعه پرسش و پاسخهایی است درباره موضوع مهدویت که در انتشارات شفق به چاپ رسیده است.
امامت و مهدویت نوشته آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی، کتابی است ساده، روان و قابل استفاده که جلد سوم آن درباره موضوع مهدویت است. این کتاب در مؤسسه انتشارات حضرت معصومه علیهاالسلام چاپ شده است.