امام زمان

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ...

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ای

دارد کنار دست جدا گریه می کند

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد

از روضه های خون خدا گریه می کند.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

سالهای پیش بال آسمانی داشتیم

بال کبوتر کران تا بی کرانی داشتیم

میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم

چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم

چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت

پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم

روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست

شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود

در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم

نذری روز ظهور مهدی موعودمان

صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم

صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه

زوی پشت بامها صوت اذانی داشتیم

گاه پاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم

گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم

ثانیه ثانیه‌هامان گای آقا می گذشت

آی مردم!یک زمان صاحب زمانی داشتیم

پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط

یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم

عمری است که از حضور او جاماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما بر گردیم

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

ســــلام ای اخرین امید مادر
ســــلام ای وارث غم های حیدر
کــــجایی اشنای نیمه شب ها
غــــریب هر سحر موعود دل ها
بــــگو با ما ز بدر و فتح خیبر
غــــدیر و ذوالفقار و دست حیدر
بــــگو راز احد، خون جگر ها
بــــگو از قلب سینه این سپر ها
بــــگو دستی که دستان خدا بود
یــــد بیضای ختم انبیا بود
چــــرا این دست ها را در کوچه بستند
حــــریم امن و ایمن راشکستند
بــــگو از داغ اتش، میخو و دیوار
بــــگو از مادر مظلوم و بیمار
بــــگو از روز ظلمانی حیدر
بــــگو از جاری خونین کوثر
بــــگو کی رهسپار ملک مایی
تــــو ای زهرا سرشت مرتضی یی
بــــگو با ما تو از مردان نامرد
بــــگو از قلب ، پاره جان پر درد

گـــــــــل نرگس، گلی معطر و خوش بوست
گـــــــــل نرگس یاد اور ابراهیم خلیل است
یاداورد زمانی است که ابراهیم را در میان خرمنی از اتش افکنده بودند و خدا به پاس ان همه پایداری او اتش را بر اوگلستان کرد¬¬¬¬¬;گلستانی که پر از گل های نرگس بود.
قران ، فراوان، ابراهیم خلیل و بت شکن را میستاید .
پیامبر اسلام به خو میبالید که پیرو ابراهیم خلیل است و ما مسلمانان به فرمان قران باید ابراهیم خلیل را اسوه و الگوی خود قرار دهیم .
در فرهنگ ما شیعیان ، گل نرگس یاد اور امام زمان ((عَج)) نیز هست . چرا که مادر ایشان ، ((نرگس)) نام دارد و او گلی است که بر دامان مادرش روییده است و ما همه دوستدار و دنباله رو ان گل نرگسیم


چــــــــــــشـم بـــه راهِ گــــل نــرگــــس

بیا و جاودانه کن
صدای جویبار را
بیا بریز در هوا
صدای نوبهار را

بیا و افتاب را
ببخش بر دل زمین
که نور باشد و صفا
همیشه در دل زمین

بیا صدای عشق را
گره بزن به اسمان
بیا و بوی گل بده
به کوچهای شهرمان

اگر بیایی ای عزیز
شکوفه باز می شود
دل زمین و اسمان
پر از نماز میشود

در انتظار مانده است
به سوی تو نگاهمان
تمام انتظار ما
تــــــــــــــــــویـی ، تــــــــــو ، صــاحــــب الــــــزمـــان

ما بی تو تـا دنیــــاست دنیـــــــــایی نداریمـــــــــــــــــــــــــــــ
چون سنگ خاموشیــــــــم و غوغایی نداریمـــــــــــ
ای سایـه سار ظهــــــــر گرم بی ترحمــــــــــــ
جز سایه دســـتان تو جـــــــــایی نداریمـــــــــــ

نامه ای به اقا، امام زمان (عَج)
مــــــولای من ، نـــــگاهم کن ، مــــــکثی کن و معنایی به چشمانم ده .
شوق ماندن در کنارت پناهــــــگاه ماست.
ای پناه عــــــاشقان جهان ، نظری بر ما کن ، که افسون نگاهت ما را به راه خواهـــد کرد .
ای امید انتظار ما ، با نبودنت سفره هایمان پر از غم است . کاش میدانستیم چند شب پر ستاره که بگذرد می ایـــــی ، یا چند روز افتـــــابی دیگر ؟
ای ســـر اغازت خورشید ، در حریم عشق خود ما را هم چنان عاشق نگه دار و به دل هایــــمان ارامش ده .
اقــــــــــــای من ، بر من ببخشای این جسارت را ، ولی اگر همزاد لحظه های تنهایی مان شوی ، قلب های پر تپــــــشمان
پشت پرچین نگاهت ارام میـــــــگیرند .
مولایم کمکمان کن تا از پیروان واقعی تو باشیم و در اغوش گرم تو پناه گیریم

 

ازبهاره خانم