1- قیامى كه براى احیاى حق ائمه ى معصوم صورت مى گیرد.
2- قیامى كه براى رسیدن به اهداف دنیوى و شخصى صورت مى گیرد.
براى توضیح بیش تر این دو نوع قیام، به نقل حدیثى از امام رضا(علیه السلام)پرداخته مى شود:
مؤلّف عیون اخبار رضا(علیه السلام) از محمّد بن یزید نحوى و او هم از ابن ابى عیدون و وى نیز از پدرش، نقل مى كند كه هنگامى كه زید بن موسى بن جعفر(علیه السلام) را نزد مأمون آوردند - البته بعد از آن كه این شخص، پیش تر، در بصره قیام كرده و خانه هاى بنى عباس را به آتش كشیده بود - مأمون، جرم او را به على به موسى(علیه السلام) بخشید و به امام(علیه السلام) گفت: «پیش از آن كه برادر تو قیام كند و آن چه را كه كرد، انجام دهد، زید بن على هم قیام كرد و كشته شد. اگر مقام و منزلت تو نبود، برادر تو را هم مى كشتم، چرا كه آن چه او انجام داده، كوچك نیست.».
امام رضا(علیه السلام) فرمود: برادرم زید را با زید بن على مقایسه نكن; چرا كه زید بن على، از علماى آل محمد(صلى الله علیه وآله) بود و به خاطر خداوند غضب كرد و با دشمنان خدا جنگید تا این كه در راه معبود كشته شد. پدرم موسى به جعفر(علیه السلام) به من مى گفت كه از پدرش جعفر بن محمد(علیه السلام)شنیده بود كه آن حضرت مى فرموده: «خداوند، عمویم زید را رحمت كند. او، مردم را به رضاء آل محمد دعوت مى كرد و اگر پیروز مى شد، به آن چه كه مردم را به سوى آن خوانده بود، وفا مى كرد.».
[9]
بنابراین، امام رضا(علیه السلام) میان قیام زید النار و قیام زید شهید، فرق مى گذارند و قیام زید شهید را به دلیل آن كه براى احیاى حق ائمه ى معصوم(علیهم السلام) بود، تأیید مى كنند.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «لا تقولوا خرج زید فإنّ زیداً كان عالماً و كان صدوقاً و لم یدعكم إلى نفسه إنّما دعا الى الرضا من آل محمد...; نگویید زید خروج كرده! چون، زید عالم و صادق بود و شما را به سوى خود فرا نمى خواند، بلكه شما را به سوى رضاى آل محمد، دعوت مى كرد...».
[10]
بنابراین، قیامى باطل است كه براى اهداف شخصى و غیر دینى باشد، امّا قیامى كه براى ولایت و امامت اهل بیت(علیه السلام) و براى ادامه ى راه آنان باشد، باطل نیست، بلكه عین حق و حقّانیّت است.
ثانیاً، روایاتى كه قیام قبل از قیام مهدى (عج) را باطل مى دانند با روایات دیگرى كه خبر از قیام هاى بعد داده و آن ها را تأیید مى كنند، تعارض پیدا مى كنند. امام موسى كاظم(علیه السلام) در روایتى مى فرماید: «رجل من أهل قم یدعوا الناس إلى الحق یجتمع معه قوم كزبر الحدید لاتزلّهم الریاح العواصف و لایملّون من الحرب و لایجنبون و على الله یتوكّلون و العاقبه للمتقین;
[11] مردى از اهل قم؟ مردم را به حق فرا مى خواند. مردمى دور او جمع مى شوند كه ماننده پاره هاى آهن هستند كه بادهاى سهمگین آنان را نمى لرزاند و از جنگ نمى هراسند و خسته نمى شوند و بر خداوند توكّل مى كنند. عاقبت، از آن كسانى است كه اهل تقوا باشند.».
بنابراین، اگر قیامى براى احیاى حق و در راه خدا باشد، نه تنها باطل نیست، بلكه مورد تأیید ائمه(علیهم السلام) نیز هست. بنابراین، منظور روایاتى كه مخالفان ذكر كرده اند، تنها قیام هایى را شامل مى شود كه براى منافع شخصى و غیر دینى صورت مى گیرد.
ثالثاً، اگر روایاتى را كه مخالفان ذكر كرده اند، بر تمام قیام ها، اعم از حق و غیر حق، شمول دهیم، در آن صورت، با آیات و روایاتى كه به وجوب امر به معروف و نهى از منكر تأكید كرده اند، تعارض پیدا مى كند; زیرا، امر به معروف، مراتبى دارد كه بالاترین مرتبه ى آن، قیام علیه ستمگران است.
پس معلوم مى شود كه منظور روایات مورد استدلال مخالفان، تمام قیام ها نیست، بلكه تنها قیام هاى غیر الهى را شامل مى شود، قیام هایى كه با ظاهرى دینى و همراه با فریب مردم صورت مى گیرد تا سردمداران آن قیام را به حكومت برساند و منافع دنیوى را نصیب آنان كند.

[1]. الاحكام السلطانیه، القاضى ابى یعلى، ص 20، مكتب الاعلام الاسلامى.
[2]. صحیح مسلم، ج 6، ص 22.
[3]. الغدیر، ج 5، ص 275 و 334.
[4].احزاب: 1. و نیز مى توان به آیات: 151 از شعراء و 8 از قلم و 28 از كهف و 24 از انسان استناد كرد.
[5]. سنن نسائى، ج 7، ص 160، دارالكتب العلمیه.
[6]. وسائل الشیعه، ج 12، ص 136، دار الاحیاء التراث العربى.
[7]. وسائل الشیعه، ج 12، ص 131، دار الاحیاء التراث العربى، بیروت.
[8]. همان، ج 11، ص 37.
[9]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 1، ص 248.
[10]. كافى، ج پایانى، ص 224.
[11]. سفینه البحار، ج 2، ص 442، انتشارات كتابخانه ى سنایى.