|
آوای دل عاشقان را عاشقان دانند و بس
|
هر که حق گفت شد شنیدو هر زمینی کربلاس
قامته مردان حق درهمش شکستن یا علی
سهمه ما از این مسلمانی دلی درد اشناس
یا علی دسم بگیر گم کرده راهیم
از نفس افتاده ایم پشتو پناااهیم
یا علی ما هم چو تو در جمع یاران هم غریبیم
ما همه از دیدار مردان حقیقت بی نسیبیم
نیس چاهی تابنالیم از غمه نا مردامی ها
تکیه ای نیس باشد تادر کنار خستگی ها
یا علی دسم بگیر
باکی از دشمن نداریم دوست شد خصمه دله ما
کاشتیم بذر محبت نا رفیقی حاصله ما
ما ز یاران یا علی چشمه یاری داشتیم خود غلط بود انچه میپنداشیم
اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت
چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید
تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم
یواشکی من و این چشم های مانده به راهت
هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم
صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت
نمی خوام زیادبحرفم اما ازاین متاسفم که هنوز ازبین این همه نماز خون این همه ادعا هامیلیون ها نفر میگن مسلمانیم یعنی بیش از یه ملیارد مسلمانیم تو جهان تواین همه ادم یعنی ۳۱۴ نفر تکمیل نشده امام ظهور کنه؟؟
من کوچیک همتون اما می خوام یاد اوری کنم روزی یه باردسامونو بریم بالاا برای ظهورامام زمان دعا کنیم ایشالا هفته بعد مطلب میذارم فعلا
یا حق دوستان![]()
افسوس و حسرت در سينه بسي هوايي جانکاه دارم
شنيده صداي تو لبيک سر نداده تني بي جان دارم
زنده نباشد ز ا شک خون ، اين دل مرده ام
اي کاش که بميرد اين نفس ناليده ام
کجا به چه بهانه با کدامين رمق روم
اي زمين و اي زمان شوريده سر می روم
---------- «مسافرزمان»--------
صبوي را صبر بر باد سپري کرد باد را نفسي پر سوز گذری کرد
از سوزش ِ سوزَش ، جان سوخت و زمان سپری کرد
---------- «مسافرزمان»--------
امروز می خوام بپرسم آیا تو ای رفیق گلم خدارو چقدر میشناسی؟
اصلا میدونی خدا کیه خدا کجاس خدا چطوره ؟
یا فقط در گرفتاریاا میگی خدا کمکم دیگه پس کی خودتو نشون میدی؟
اخه ما اکثرا اانسان ها تو غم گرفتاریاا تازه یادمون میفته بریم دامن گیر خدا بشیم
یااکثرا ماها در کنار پدر یا مادرم یا جلو چشم اشناهامون عمل زشتو انجام نمیدیم
اما در خلوت یا جایی که کسی مارو نمیشناسه ممکنه گناه بزرگی کنیم
بدون این که یادمون باشه بابا یه خداییی داریم کسی که فرمانروای هستیه
داره مارو نگا می کنه یه کسی فرا تر از پدر مادرــــــــــــــــ
ازرفقای گلم می خوام هر کی نظر خودشو بگه
دوس داارم با نظرات شماروشن تر هم بشم
وبه شمابیشتراشنایی پیدا کنم فدای همه بزرگواران وراجی منو ببخشید
یا علی
یه عددهی شما فرمودین که تو کشور ما کلی مشکل ریخته و مشکلات جوونای خودممون مهم تر از فلسطین و حرفتون حق
و یه گروهی هم برای ظهور امام زمان نظر دادن
اماراستش هدفم از نوشتن مطلب قبلی فقط خواستم بیینم که
افکار جوونای هم سن سالم چیه و کسی به فکرهم نوع خودش هست یا نه که روشن شدم
اما می خوام بپرسم که تو نظرات نوشتین کشور ما کلی مشکل داره
دوس دارم چند تا از اون مشکلات عمده کشور خودمونو بگین و یا اصلا مشکل جوون مملکت ما چیه؟
ممنون میشم نظرتونو بدونم
در مورد وضعیت غزه هست که ۲۴ساعته شبکه های تلویزیونی ما داره نشون میده
که مردم بی پناه زیر رگبار تیرو تفنگو مسلسلو تانک
و کوچیک ترینش مشته لگد های که به زنو بچه های بی دفاع وارد می کنن
ما یعنی کشور ما ملت ما جوونای که دم از مردانگیو عزت شرف دم میزنیم و میزنن به جای دلسوزی بپا خیزن
خیلیا تو این مملکت دم از اسلام و دینو مکتب میزنن پس چرا هیچ کمکی هیچ نیرویی به داد اون مردم بی دفاع فلسطین نمیرسه تا کی باید با چند تا قوتی کنسرو سر پا بیاستن
دوس دارم نظر تک تک شما عزیزانو بدونم ممنونم
آیا ظهور نزدیک است؟
چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان دل از انتظار خونین دهن از امید خندان
بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)
با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.
به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.
بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.
از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:
"... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)
(و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)
البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:
"... اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)
(پروردگارا! با حضور ولی خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما ان را نزدیک می بینیم)
بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا بشنوید).
راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافتهاند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟
به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.
و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:
همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.
منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.
وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.
هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:
"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)
(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)
قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.
پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:
توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.

ابو راجح از شيعيان مخلص شهر حله (يکى از شهرهاى عراق که در نزديک نجف اشرف واقع شده ) و سرپرست يکى از حمامهاى عمومى حله بود، از اين رو بسيارى از مردم او را مى شناختند.
در آن عصر، فرماندار حله شخصى به نام ((مرجان صغير))بود، به او اطلاع دادند که ابو راجح حمامى از بعضى از اصحاب منافق رسول خدا (ص ) بدگوئى مى کند، فرماندار دستور داد او را آوردند، آنقدر او را زدند که در بستر مرگ افتاد، حتى آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند که دندانهايش کنده شد، و زبانش را بيرون آوردند و با جوالدوزى سوراخ کردند، و بينى اش را بريدند و با وضع بسيار دلخراشى ، او را به عده اى از اوباش سپردند، آنها ريسمان برگردان او کرده و در کوچه ها و خيابانهاى شهر حله مى گرداندند، بقدرى خون از بدن او بيرون آمد، و به او صدمه وارد شد که ديگر نمى توانست حرکت کند، و کسى شک نداشت که او مى ميرد، و بعد فرماندار تصميم گرفت او را بکشد، ولى جمعى از حاضران گفتند: او پيرمرد فرتوت است ، و به اندازه کافى مجازات شده و خواه و ناخواه بزودى مى ميرد، بنابراين از کشتن او صرف نظر کنيد، بسيار از فرماندار خواهش کردند، تا اينکه فرماندار او را آزاد کرد